عاشــــــق تنـــــــــــــها
شعـــــــــر.تــــــــرانه.متــــــن

سلام  مادر

خوبی

دل تنگ کودکی هایم شده ام

یادت هست تا گریه می کردم

چقدر نازم را می خریدی

نیستی

ببینی در تنهایی

وغربت

گریه هایم  مرا  به تمسخر گرفته اند

و عابران .طعنه زن

ازکنارم می گذرند

مادر خسته ام از این همه بی مهری

فدای نفس های مهربانت

امشب برایم لالایی بخوان

+ تاريخ یکشنبه 16 شهریور1393 | ساعت18:59 | نويسنده ایــــــــــرج
|


گاهی آنقدر روزگار همراهیت می کند

که فراموش می کنی کیستی    با که هستی و چه می کنی

اما گاهی آنقدر تنهایت می گذارد

که هیچ کس نمی پرسد کیستی با که هستی وچه می کنی

نمی دانم

انسانها فراموش کارند یا من .....................

+ تاريخ یکشنبه 16 شهریور1393 | ساعت18:46 | نويسنده ایــــــــــرج
|


بنویسم با ..................... حتی آه کشیدنم را به یغما میبرند حتی دردهایم را هم ............... بگذار بخندندآنانی که عشق را در کلاس تنهایی تو آموختند و در بازار هوس دیگران چوب حراج خوردند بمان با همان یک نگاه اول وآخرش از هر چه سپید است متنفرم عشق است سیاهی که بی غرور وبی تکبر خاموش است .
+ تاريخ یکشنبه 8 تیر1393 | ساعت10:50 | نويسنده ایــــــــــرج
|


شب است و باز هم شبانه به وادی خیالم شبیخون زده ای



حواست هست


 

خیالت بزرگترین راهزن این حوالی است

+ تاريخ یکشنبه 18 اسفند1392 | ساعت21:19 | نويسنده ایــــــــــرج
|


از زخم های کهنه ام بریشان گفتم


با خنده هایشان



دردهایم بیشتر شد

+ تاريخ یکشنبه 18 اسفند1392 | ساعت21:16 | نويسنده ایــــــــــرج
|


صداقت مظهر قدرت آینه هاست







آنان که آینه هارا می شکنند روزی خواهند شکست


برچسب‌ها: بازهم تنهایی
+ تاريخ چهارشنبه 23 بهمن1392 | ساعت3:5 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

 

بازهم پا برهنه آمدم  نکند صدای آمدنم سکوت زیبایت رابهم بزند

+ تاريخ شنبه 30 شهریور1392 | ساعت14:51 | نويسنده ایــــــــــرج
|


دیشب  به خدا گفتم تنهایش را با من تقسیم کند

 

شاید تنهایم کم رنگ تر شود

 

اما تنهای خدا را که دیدم ..........

+ تاريخ شنبه 30 شهریور1392 | ساعت14:8 | نويسنده ایــــــــــرج
|



سلام خدایا خدای مهربونم

اونقدر دل تنگ م که فکر می کنم

از تمام نعمت هات فقط تنهایی نصیب منه

خدایا نمی دونم کجایی 

اصلا به فکر ادمایی مثل منم هستی

اصلا به درد ودل ادم های دربدری مثل من هم گوش می دی

بابام بعضی وقت ها که می خواد ارومم کنه

میگه خدایی که یه برده را از ته چاه میکنه

عزیز یه کشور

خدایی که هرکی که  تنهاتر باشه بیشتر سراغشا میگیره

حواسش به همه چیز وهمه کس هست ولی نمی دونم چرا

نمی تونم که این   حرف ها را باور کنم

میگن تو اوج عشقی

اوج زیبایی

اوج تنهایی

میشه دست منم بگیری میشه به حرف های من گوش کنی

میشه به بزرگی خودت کوچیکی منم ببخشی

میشه یه شب م که شده اصلا یه دقیقه بیایی

وهمسایه ما بشی

اخه میگن همسایه خوب خبر از درد همسایش داره

چه همسایه ای بهتر از تو  

امشب منتظرتم باشه  می دونم میایی

+ تاريخ شنبه 9 شهریور1392 | ساعت13:25 | نويسنده ایــــــــــرج
|



شب ها  که نفس  تمام کوچه ها سنگین است و بغض مردها آرام آرام مهمان اشک

ها


می شود  من می مانم و کوچه ها و اشک عابران خسته از تنهایی آنقدر به خودم هم


دروغ گفته ام که گاهی باورم می شود باز هم برمی گردی پیر شدم کجایی تو را  به


کلمه مقدس قسم گاهی به یادم باش تا دلم گواهی دهد که به یادم هستی  تا


نگویند


که عشق افسانه  بیش نیست

+ تاريخ شنبه 19 مرداد1392 | ساعت0:18 | نويسنده ایــــــــــرج
|


آی دوست خوب تنهایی م    تنها آرزویم این است


که آرزوهای امروزت     خاطرات فرداهایت باشد

+ تاريخ جمعه 18 مرداد1392 | ساعت23:51 | نويسنده ایــــــــــرج
|


گاه گاهي برايت مينويسم

از  آشنايي  از دردهاي ديروز

كه خاطرات امروزم شده اند

از نگاه كودكانه ات

در اولين لحظه اي كه دزدكي نگاهم كردي

از غروب آنروز

كه براي اولين بار حس كردم غروب هم زيباست

از شبي 

كه گفتي اگر باران ببارد جز پشت بام خانه كجا برويم

وباران گفت 

من به شوق ديار عشق آمده ام بمانييد

 

يادت هست ۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

+ تاريخ یکشنبه 9 تیر1392 | ساعت19:29 | نويسنده ایــــــــــرج
|


سلام  مادر

خوبی

دل تنگ کودکی هایم شده ام

یادت هست تا گریه می کردم

چقدر نازم را می خریدی

نیستی

ببینی در تنهایی

وغربت

گریه هایم  مرا  به تمسخر گرفته اند

و عابران .طعنه زن

ازکنارم می گذرند

مادر خسته ام از این همه بی مهری

فدای نفس های مهربانت

امشب برایم لالایی بخوان

+ تاريخ چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 | ساعت18:55 | نويسنده ایــــــــــرج
|


مجموعه عکس های پسرونه

آی ای دوستان یادتان هست

خندهای دیروزم راچقدر باهم خندیدیم

کجایید

گریه  امانم را بریید نه . نه همراه م نشوید 

 فقط تنهایم نگذارید

+ تاريخ چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 | ساعت18:49 | نويسنده ایــــــــــرج
|



مجموعه عکس های پسرونه                                              کسی نیست که حتی نگاهم را به تماشا بنشیند


تمام زندگی من یک نفس است

که آن هم اسیر چنگال بغضی غریب است

کجایی گریه های هر لحظه کودکی م

همراه م باش

این بغض لعنتی دارد خفه ام می کند

+ تاريخ چهارشنبه 18 اردیبهشت1392 | ساعت18:44 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

گفتم می آیم

گفتی ....

گفتم هستی

گفتی .....

گفتم بامن

گفتی....

گفتم ....

گفتی شاید شاید شاید شاید شاید

+ تاريخ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 | ساعت14:35 | نويسنده ایــــــــــرج
|


سلام 
خسته از تنهایی وغربت دوباره به آشیانه برگشتم شاید باورکنی که دوستت دارم کجایی تا برایت بگویم چقدر سوخته ام. به فریاد تنهاییم میرسی .........نه .......پس به کلبه تنهایی خوش آمدی  .............................................

+ تاريخ دوشنبه 2 اردیبهشت1392 | ساعت14:32 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

 

سخت است اگر اسیر رویا باشی

یاران همه جمع اند تو تنها باشی

گویند که غم تمام دنیای من است

سخت است اگر تمام دنیا باشی

+ تاريخ یکشنبه 1 اردیبهشت1392 | ساعت13:7 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

 قسم  بر زندگانی  شقایق

که بی چشمان تو انگار کورم

تو رفتی خوب من میدانم این بار

که غم های تو شد سنگ صبورم

بدون تو دلم از غصه پژمرد

عجب تنها رهایم کردی این بار

تو گل بودی و من هم در کنارت

ولی رفتی شدم یک تکه ی خار

قسم بر غربت بی انتهاییم

بدون تودلم تنهای تنهاست

و اینجا در میان غربت باغ

صدای زوزه ی پاییز پیداست

قسم بر واژه های عشق و تردید

که من بی تو اسیر کوچه هایم

 

+ تاريخ جمعه 18 اسفند1391 | ساعت18:11 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

 

دیشب از خاطره هایت دل من حالی بود

کنج دیوار دلم جای دلت خالی بود

دیشب از عشق تو من عاشق یلدا شده ام

کاش باور بکنی دیشب من سالی بود...

+ تاريخ چهارشنبه 9 اسفند1391 | ساعت9:15 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

 

براي كسي مي نويسم

كه معناي عشـــــق را برايم حل كرد

براي او كه سادگي خواستنش مست و آواره ام كرد

او كه مهربانی در سپيــــدي نامش گم مي شود

براي او كه آنقدر با نبودن هايم كنار آمد

كه بودنش نفس هاي به شماره افتاده ام شد براي ديدارش

كجاست معشوقه عاشق صفت تا درهم گم شويم

كجاست تا نفس در نفس

چشم در چشم

خــــدا را دعوت كنيم به تماشاي عشــــــق

و بخنديم به واژه واژه هجـــران و نبودن

 دل تنگ ديدار توام بيـــــــا .............

+ تاريخ چهارشنبه 29 آذر1391 | ساعت21:50 | نويسنده ایــــــــــرج
|


Click to view full size image 

 

  چرا جاده رویاها را پایانی نیست

خسته ام از این همه تکرار نبودن ها

یک نفس تنهایی ونفسی دیگر آرزوهای که .......



 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه 28 آذر1391 | ساعت20:42 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

نمی دانم کجایی ولی اینجا باران می بارد

 اشک هایم  همراهند فقط توراکم داریم 

+ تاريخ پنجشنبه 16 آذر1391 | ساعت13:22 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

    Click to view full size image

 

دل چه جای عجیبی است ؟

چه چیزعجیبی است     

گاهی سخت است مثل سنگ .

گاه شکننده است مثل شیشه .

گاهی بزرگ است مثل دریا.

گاه تنگ میشود .

گاهی میرود.

گاهی مهمان دارد.

گاهی میمیرد.

گاه میسوزد.

                                                   راستی چیست / کیست /   این دل؟

 

+ تاريخ یکشنبه 14 آبان1391 | ساعت2:17 | نويسنده ایــــــــــرج
|


|http://www.atrebaroon.blogfa.com|عکس های عاشقانه|http://www.atrebaroon.blogfa.com| 

 

اگر بیایی قول می دهم پاییز هم رنگ ببازد

اگر بیای پاییز می شود قشنگ ترین فصل سال

تمام درختان رنگ ها را به سخره گرفته اند

منتظر تو هستیم می آیی ؟

+ تاريخ چهارشنبه 10 آبان1391 | ساعت16:43 | نويسنده ایــــــــــرج
|



 

 

مسافر

یادت باشد باید باز هم برگردی

به حرمت تمام اشک های که بدرقه راهت کردم

به زیبایی سکوتی که در اخرین نگاه همسفر

بغض تنهایی م شد گفتی رفتنت تولدی دیگراست

ای ققنوس نکند اتش تولدت هستی م راخاکستر کند

کاش تولدت غروبی باشد بر تنهایی من 

زندگی را به سروها بسپار

وبا نسیم همسفر شو

باران را دعوت کن

به پهنای خیالت تا سبزه ها دوباره برویند

وبیدها ی مجنون

دیوانگی را از سر بگیرند

گل من تولد تو زندگی را برایم به ارمغان اورد 

نکند تولد من است که تمام آسمان دعوتم می کند

انگار باد می نوازد  و

بیدهای مجنون رقاصه های عریانند

انگار اشک شوق اسمان تمامی ندارد

راستی تولدت مبارک

  
+ تاريخ شنبه 29 مهر1391 | ساعت21:36 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

عکس های عاشقانه-عکس های تنهایی-عکس های غم انگیز

 

باغی است دلم

فدای چشمان توباد

این خانه دل همیشه

 زندان توباد

 ترسم که دلم بشکنی و

 ناز کنی

 خواهی بروی دلم ببر

  آن توباد

 

+ تاريخ یکشنبه 23 مهر1391 | ساعت22:55 | نويسنده ایــــــــــرج
|


Click to view full size image        

 

من خودم می دانم که تویک روز مرا خواهی برد

وازاین فاصله ها

خاطره ای می ماند

 

+ تاريخ یکشنبه 23 مهر1391 | ساعت22:46 | نويسنده ایــــــــــرج
|


عکس های عاشقانه-عکس های تنهایی-عکس های غم انگیز 

 فریاد فریادم ولی اینجا صدا آزادنیست

 

 هم ناله کوهم ولی اینجا کسی فرهاد نیست

+ تاريخ یکشنبه 23 مهر1391 | ساعت22:42 | نويسنده ایــــــــــرج
|


 

            

گریه می کنم شاید چشمانم تنهایی

 

خودراباباران قسمت کنند

 

+ تاريخ یکشنبه 23 مهر1391 | ساعت22:25 | نويسنده ایــــــــــرج
|